هیئت چهارده معصوم (ع) شهرری

«وبلاگ هیئت چهارده معصوم (ع) شهرری یک وبلاگ مذهبی بوده که در راستای چشم انداز و اهداف هیئت طراحی شده است.»
 
خصوصیات حکومت امام مهدی عج در قرآن
ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز ٢۱ خرداد ۱۳٩۳ : توسط : سید حسین مرتضوی

در این نوشتار به طرح دو شبهه که معمولا در مباحث مهدویت مطرح می شود می پردازیم:

1) مکان حضرت مهدی در غیبت کبرى

یکی از سوالاتی که ممکن است در مورد امام زمان به ذهن آید این است که در عصر غیبت کبری، حضرت مهدی ـ أرواحنا فداه ـ در چه مکانی اقامت دارند؟ و چگونه زندگی می نمایند؟ خوراک، غذا، لباس وخوابگاه ایشان چگونه است و از کجا تهیه می شود؟ اصولاً باید توجه داشت که اگر در موضوع غیبت، اینگونه نقاط مکتوم بماند، ایجاد شک وشبهه ای نمی نماید؛ چنانکه روشن شدن آن نیز در ثبوت واثبات اصل غیبت مداخله ای ندارد؛ ووقتی غیبت شخص امام علیه السلام ومخفی بودن ایشان معقول ومنطقی باشد چنانکه هست وبه آن ایمان داریم مخفی بودن این خصوصیات به طریق اولی معقول ومنطقی خواهد بود وجهل به این گونه امور، دلیل بر هیچ مطلبی نخواهد شد.

این پرسش ها، با پرسش از اینکه امام هم اکنون در چه نقطه ای است؟ یا با ما چند متر یا چند هزار کیلومتر فاصله دارد؟ یا امروز چه غذائی میل فرموده است؟ یا چند ساعت استراحت کرده و چه مقدار راه پیمائی نموده فرقی ندارد و بی اطلاعی ما از آن به جائی ضرر نمی زند، و عقیده ای را متزلزل نمی سازد، خدائی که به حکمت بالغه و قوه قاهره و مصلحت تامه خود، امام را در پرده غیبت قرار داده است، قادر است این خصوصیات را نیز طبق مصلحت از مردم پنهان سازد. اما برای اینکه به این پرسش، پاسخ مختصری داده شود، عرض می کنیم بر حسب آنچه از بعضی از احادیث، و حکایات معتبر استفاده می شود، امام ـ روحی له الفدا ـ در غیبت کبری در مکان خاصی و در شهر معینی استقرار دائم ندارند که از آن مکان و آن شهر خارج نگردند و به محل دیگر تشریف نبرند، بلکه برای انجام وظایف و تکالیفی به مسافرت و سیر و حرکت، انتقال از مکانی به مکان دیگر، می پردازند؛ و در اماکن مختلف بر حسب بعضی از حکایات، زیارت شده اند. از جمله شهرهائی که مسلم به مقدم مبارکشان مزین شده است، مدینه طیبه؛ مکه معظمه، نجف اشرف، کوفه، کربلا، کاظمین، سامرا، مشهد، قم و بغداد است؛ و مقامات و اماکنی که آن حضرت در آن اماکن تشریف فرما شده اند، متعدد است؛ مانند مسجد جمکران قم، مسجد کوفه، مسجد سهله، مقام حضرت صاحب الامر در وادی السلام نجف و در حلّه.

2)چرا نام امام زمان در قرآن نیامده است تا هر نوع ابهامى رفع شود؟

قرآن کریم براى معرفى شخصیتهاى الهى از سه راه وارد مى شود، و در هر موردى طبق مصالحى از شیوه خاصى پیروى مى کند. گاهى معرفى با اسم، گاهى معرفى با عدد، و گاهى نیز معرفى با صفت. اگر هم در قرآن صراحتا نام آن حضرت برده مى شد، باز در طول تاریخ، شیادان و مدعیان دروغین مهدویت پیدا مى شدند و نام خود را امام زمان و مهدى موعود مى گذاشتند، تا از آب گل آلود ماهى بگیرند و از نام او و انتظار مردم استفاده نادرست کنند. مگر نام پیامبر خدا صلى الله علیه وآله وسلم را در انجیل نبرده است؟ ولى گروههاى مغرض، از آن بهره بردارى ناجوانمردانه کردند .اگر نام حضرت مهدى علیه السلام در قرآن نیست، ولى صفات و خصوصیات حکومت او در قرآن وارده شده است. اصولا قرآن در معرفى افراد، مصالح عالى را در نظر مى گیرد. گاهى مصالح ایجاب مى کند تنها به صفات افراد بپردازد، چنان که درباره حضرت مهدى علیه السلام جریان از این قرار است که:

 اولا: تشکیل چنین حکومتى، در مواردى صریحا و در موارد دیگر به طور اشاره در قرآن وارد شده است. آیاتى که در سوره توبه وصف از انتشار و گسترش اسلام در سطح جهانى نوید مى دهد، مانند: لیظهره على الدین کله یعنى تا آن را بر همه ادیان پیروز سازد، اشاره به تشکیل این حکومت است. زیرا مفسران گویند: مضمون این آیه را که پیشگویى از گسترش فراگیر وهمه جانبه اسلام در سطح جهان است، هنوز تحقق نپذیرفته است. از این گذشته، در آیه 106 سوره انبیاء مى فرماید: ما پس از ذکر، در زبور نوشتیم که بندگان شایسته من، وارث زمین خواهند بود. آیه شریفه نوید مى دهد که صالحان، وارثان زمین خواهند بود و حکومت جهان را به دست خواهند گرفت. و به اتفاق تاریخ بشر، هنوز این وعده الهى تحقق نپذیرفته است. اگر نام اصلى امام زمان علیه السلام را نبرده، به خاطر مصلحتى است که براى اهل فضل و درک مخفى نمى باشد، زیرا به همان علت که نام امام على علیه السلام را نبرده، نام آن حضرت را نیز ذکر ننموده است. اگر نام این پیشوایان گرامى را مى برد، کینه هاى دیرینه بدر و احد و حنین بار دیگر زنده مى شد، و لذا مطلب را به صورت کلى مطرح کرده و فرموده است: بندگان شایسته من، وارث زمین خواهند بود.

ثانیا: اگر نام اصلى امام زمان علیه السلام را نبرده، به خاطر مصلحتى است که براى اهل فضل و درک مخفى نمى باشد، زیرا به همان علت که نام امام على علیه السلام را نبرده، نام آن حضرت را نیز ذکر ننموده است. اگر نام این پیشوایان گرامى را مى برد، کینه هاى دیرینه بدر و احد و حنین بار دیگر زنده مى شد، و لذا مطلب را به صورت کلى مطرح کرده و فرموده است: بندگان شایسته من، وارث زمین خواهند بود. نام بردن از گذشتگان، مانند لقمان و ذى القرنین، قابل قیاس با افراد آینده نیست، درباره گذشتگان، حسدها و کینه ها تحریک نمى گردد، و افراد سودجو و شهرت طلب نمى توانند از آن سوء استفاده کنند، ولى بردن نام آیندگان این محظور را دارد. آیا شما فکر مى کنید که تنها ذکر نام، دردى را دوا مى کند؟ آیا فکر مى کنید که اگر نام امام زمان علیه السلام در قرآن برده مى شد، امکان نداشت که در طول تاریخ، شیادان و افراد شهرت طلب آنان سوء استفاده نکنند، یا افرادى روى غرض هاى خاص، وجود او را انکار ننمایند؟ تجربه تاریخى نشان داده است که اگر هم در قرآن صراحتا نام آن حضرت برده مى شد، باز در طول تاریخ، شیادان و مدعیان دروغین مهدویت پیدا مى شدند و نام خود را امام زمان و مهدى موعود مى گذاشتند، تا از آب گل آلود ماهى بگیرند و از نام او و انتظار مردم استفاده نادرست کنند. مگر نام پیامبر خدا صلى الله علیه وآله وسلم را در انجیل نبرده است؟ ولى گروههاى مغرض، از آن بهره بردارى ناجوانمردانه کردند.

بنابراین، مساله مهم، بیان خصوصیات دیگر آن حضرت است که افراد دل آگاه، با شناخت آنها، مهدى واقعى را از مدعیان قلابى مهدویت باز شناسند. اقتباس از پرسشها وپاسخها جعفر سبحانى، ص 185


 
حقوق و مراحم امام زمان نسبت به ما
ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز ٢۱ خرداد ۱۳٩۳ : توسط : سید حسین مرتضوی

حقوق آن بزرگوار بر ما بسیار و الطاف و مراحمش بیرون از شمار است، بلکه همچون دریای خروشان و موّاجی است که غوّاصی در آن نتوانم کرد، ولی به مقدار کف دستی از آن برمی‏گیریم و در پی تقرّب درگاهش ره می‏پوییم.

حق وجود و هستی

خداوند به برکت وجود آن حضرت‏علیه السلام تو و هر موجودی را آفرید و اگر او نبود هیچ کس نبود، بلکه اگر او نبود نه زمین وجود می‏یافت و نه فلک، بر این معنی روایاتی دلالت دارد از جمله:

از توقیعات شریفه آن حضرت در کتاب الاحتجاج آمده است که فرمود: «وَنَحْنُ صَنائِعِ رَبِّنا وَالخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعُنا».الاحتجاج: 284:2البته معنی این سخن بر دو وجه وارد است: یکی همان است که در توقیع دیگری در همان کتاب آمده: جماعتی از شیعیان اختلاف کردند در این‏که آیا خداوند، آفرینش و روزی دادن مخلوق را به ائمه‏علیهم السلام واگذار کرده؟ پس عدّه‏ای گفتند: این محال است، زیرا که اجسام را کسی جز خدای نمی‏تواند خلق کند. ولی عدّه‏ای دیگر گفتند: خداوند قدرت خلق را به ائمه‏علیهم السلام واگذار نموده است و آنان را آفریده و روزی بخشیده‏اند و در این مسأله اختلاف شدیدی بین آن‏ها درگرفت، تا این‏که از طرف امام عصر - عجّل اللَّه فرجه الشریف - توقیع آمد که: خداوند تعالی خود اجسام را آفریده و روزی‏ها را تقسیم کرد، زیرا که نه جسم است و نه در جسمی حلول کرده، هیچ چیز مثل او نیست و او است شنوای بینا، و امّا امامان؛ از خداوند تعالی درخواست می‏کنند و او می‏آفریند و او روزی می‏دهد به خاطر اجابت درخواست آن‏ها و تعظیم حقّ ایشان. الاحتجاج: 278:2.حاصل این وجه این‏که: امام زمان و پدران بزرگوارش‏علیهم السلام واسطه هستند در رساندن فیض‏های الهی به سایر مخلوقات و به همین معنی در دعای ندبه اشاره شده که: کجاست آن وسیله‏ای که فیوضات آسمان را به اهل زمین می‏رساند. البته نسبت دادن فعل به سبب و واسطه در لغت و عرف بسیار است.وجه دوم این‏که: مقصود از آفرینش تمام آنچه خداوند متعال آفریده، آن حضرت و پدران طاهرینش می‏باشند، یعنی این‏ها علّت‏غایی آفرینش هستند و آنچه هست به خاطر این‏ها آفریده شده است. امام صادق علیه السلام می فرمایند: «از برکت وجود او یعنى حجت و نماینده الهى مردم روزى مى‏خورند و به خاطر هستى او آسمان و زمین برپاست‏».بحار، ج‏23، ص‏19در روایتی از پیغمبر اکرم‏صلی الله علیه وآله آمده که: هر آن‏که نسبت به شما کار نیکی انجام داد، به او پاداش دهید، اگر نمی‏توانستید برای او دعا کنید تا اطمینان یابید که کار نیک آن شخص را جبران کرده‏اید. و این دو حقّ برای مولایمان حضرت صاحب الزمان - عجّل اللَّه فرجه الشریف - جمع شده است، زیرا که تمام بهره‏ها و استفاده‏هایی که به مردم می‏رسد به برکت وجود امام آن زمان است

حق بقاء در دنیا

باید توجه داشته باشی که اگر امام زمان - عجّل اللَّه فرجه الشریف - نبود، یک ساعت هم زنده نمی‏ماندی و بلکه هیچ چیز در این دنیا برقرار نمی‏بود، دلیل بر این معنی روایتی است که ثقة الاسلام کلینی در کافی به سند صحیحی از حسن بن علی الوشّاء آورده است که گفت: از حضرت ابوالحسن امام رضا علیه السلام پرسیدم که: آیا زمین به غیر امام باقی می‏ماند؟ فرمود: نه. گفتم: این‏طور روایت کرده‏اند که در حالی زمین [بدون امام] باقی بماند که خداوند بر بندگان خشم گرفته باشد؟ فرمود: خیر، باقی نماند، در این صورت درهم فرو ریزد. اصول کافی: 179:1.

در بینش اسلامى، امام، جان جهان است و جهان به وجود او بستگى دارد. امام قلب عالم وجود، و «واسطه فیض» بین عالم و آفریدگار عالم است و از این جهت حضور و غیبت او تفاوتى ندارد. و اگر او - ولو به صورت ناشناس - در جهان نباشد، جهان هستى در هم فرو مى‏ ریزد. چنانکه امام صادقعلیه السلام فرمود: «لو بقیت الأرض بغیر أَمام لساخت»؛ اگر زمین بدون وجود امام بماند، ساکنان خود را در کام خود فرو مى‏ برد. اصول کافی، ج 1، ص 179

حق قرابت و خویشاوندی پیغمبر

در سوره حمعسق [شوری] آمده: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ اَجْراً إِلاَّ المَوَدَّةَ فِی القُرْبی»؛ سوره شوری: آیه 23 بگو که من از شما بر تبلیغ رسالت توقع مزدی ندارم جز این‏که در مورد خویشاوندانم مودّت ورزید. از حضرت ابوجعفر امام محمد باقر علیه السلام روایت شده که منظور از القربی در این آیه امامان هستند. تفسیر برهان، سید هاشم بحرانی: 121:2. و در حدیث ندای حضرت قائم - عجّل اللَّه فرجه الشریف - هنگام ظهورش آمده است: و از شما می‏خواهم شما را به خدا و حقّ رسول خدا و حقّ خودم بر شما - که مرا بر شما حقّ قرابت و خویشاوندی پیغمبر هست -. الغیبة، ابن ابی زینب، نعمانی: 149.

 حق منعم بر متنعم و حق واسطه نعمت

در روایتی از پیغمبر اکرم‏صلی الله علیه و آله آمده که: هر آن‏که نسبت به شما کار نیکی انجام داد، به او پاداش دهید، اگر نمی‏توانستید برای او دعا کنید تا اطمینان یابید که کار نیک آن شخص را جبران کرده‏اید. و این دو حقّ برای مولایمان حضرت صاحب الزمان - عجّل اللَّه فرجه الشریف - جمع شده است، زیرا که تمام بهره‏ها و استفاده‏هایی که به مردم می‏رسد به برکت وجود امام آن زمان است.

 حق آقا و ارباب بر بنده

در زیارت جامعه آمده است: «وَالسَّادَةُ الوُلاةُ»؛ و سروران سرپرست. و در حدیثی از رسول اکرم‏صلی الله علیه و آله از طریق مخالفین وارد شده: ما فرزندان عبد المطلب سروران اهل بهشت هستیم؛ من و علی و جعفر و حسن و حسین و مهدی‏علیهم السلام. می‏گویم: بیان سیادت و آقایی امامان‏علیهم السلام نسبت به ما، از آنچه گذشت ظاهر و ثابت می‏شود. و معنی سیادت آن بزرگواران این‏که: ایشان از خود ما در تمام امور اولی و شایسته‏تر هستند، چنان‏که خداوند متعال فرموده: «اَلنَّبِیُّ أَوْلی بِالمُۆْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ...»؛ سوره احزاب، آیه 6 پیامبر نسبت به مۆمنان از خودشان سزاوارتر است.در بینش اسلامى، امام، جان جهان است و جهان به وجود او بستگى دارد. امام قلب عالم وجود، و «واسطه فیض» بین عالم و آفریدگار عالم است و از این جهت حضور و غیبت او تفاوتى ندارد. و اگر او - ولو به صورت ناشناس - در جهان نباشد، جهان هستى در هم فرو مى‏ ریزد. چنانکه امام صادقعلیه السلام فرمود: «لو بقیت الأرض بغیر أَمام لساخت»؛ اگر زمین بدون وجود امام بماند، ساکنان خود را در کام خود فرو مى‏ برد

حق عالم بر متعلم

امام زمان و پدران طاهرینش راسخین در علم هستند، چنان‏که در چند روایت از امام صادق‏علیه السلام آمده، و نیز خداوند متعال دستور فرموده تا مردم هر چه می‏خواهند از خاندان وحی بپرسند که ایشان اهل الذکراند که: «فَاسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»؛ سوره انبیاء، آیه 7 پس از اهل ذکر سۆال کنید اگر نمی‏دانید.

 حق امام بر رعیت

در کافی به سند خود از ابوحمزه روایت کرده که گفت: از حضرت ابوجعفر امام باقر علیه السلام پرسیدم که حقّ امام بر مردم چیست؟ فرمود: حقّ او بر آن‏ها این است که آنچه می‏گوید بشنوند و او را اطاعت کنند. اصول کافی: 405:1. و در خطبه‏ای که در روضه کافی از امیر المۆمنین‏علیه السلام روایت شده، آمده است که: اما بعد، به تحقیق خداوند متعال برای من بر شما حقّی قرار داد به این‏که مرا ولیّ امر و سرپرست شما ساخته، و منزلتی که خداوند - عزّ ذکره - مرا در آن منزلت برتر از شما جای داده...؛ پس مهم‏ترین چیزی که خداوند از آن حقوق فرض کرده حقّ والی و زمامدار بر رعیت است. روضه کافی: 35.و آن وقت چه گمراهند کسانی که حق امام را نادیده می گیرند و این بی حرمتی را به جایی می رسانند که حتی چنان از مخالفان ائمه اطهار یاد می کنند که امر را بر امثال خود مشتبه می سازند، و این گونه حقوق حضرت ولی عصر روحی لک الفداء را نادید می گیرند. از خداوند رحمن و رحیم و رب العالمین خواستاریم تا ظهور حجت و ولی خود را نزدیک سازد و ما را از یاران و انصار حضرت قرار دهد. امین یا رب العالیمن.


 
از مهدویت و آخر الزمان چه می دانید؟
ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ روز ٢۱ خرداد ۱۳٩۳ : توسط : سید حسین مرتضوی

رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «زمانی بر امت من می آید که در آن زمان درون های مردم پلید می شود ولی ظاهرشان به طمع مال و دنیا آراسته می گردد؛ به آنچه در پیشگاه خداوند است دل نمی بندند، کارشان ریا و تظاهر است؛ خوف از خدا به دلشان راه نیاید و خداوند آن ها را به عذابی فراگیرد دچار سازد. آن ها چون غریق خداوند را می خوانند ولی خداوند دعایشان را مستجاب نمی کند.» کافی، ج8، ص 306

در این مقاله دو اصطلاح «مهدویت» و «دوره آخر الزمان» را مورد بررسی قرار می دهیم:

مهدویت یعنی چه؟

باور به ظهور شخصی که جهان را پر از عدل و داد کرده و ریشه های ظلم و ستم را می چیند اختصاص به اسلام نداشته بلکه، شامل ادیان مختلف الهی و آسمانی می شود و در اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشت و... به ظهور این شخص نوید داده شده است. بنابراین می توان گفت تمامی ادیان به آمدن موعودی مصلح باور دارند که این موعود در اندیشه زردتشت سوشیاتت، در اندیشه مسیحیت حضرت مسیح و در اسلام حضرت مهدی عج است که قرآن و سنت به آمدن آن بشارت داده اند. امّا در مورد اینکه مهدویت یعنی چه؟ باید اذعان داشت لغت مهدویت برگرفته از امام مهدی علیه السلام است.

"خلاصه و حقیقت مهدویت، منتهی شدن سیر جوامع جهان به سوی جامعه واحد و سعادت عمومی، امنیت و رفاه، تعاون و همکاری، همبستگی همگانی حکومت حق و عدل جهانی، غلبه حق بر باطل، غلبه جنودالله بر جنود شیطان نجات مستضعفان و نابودی مستکبران، و خلافت مۆمنان و شایستگان به رهبری یک ابرمرد الهی است که موعود انبیاء و ادیان و دوازدهمین اوصیاء و خلفای پیغمبر آخرالزمان است." لطف الله صافی گلپایگانی، اصالت مهدویت، ج 2 امّا از آنجا که نام آن منجی در میان مسلمانان مهدی عج است، این اندیشه را اندیشه مهدویت نامیده اند هر چند سایر ادیان به آن اندیشه موعودگرائی و ... می گویند.

به هرحال، مهدویت، یک اندیشه و تفکر برگرفته از کتابهای آسمانی است که با فطرت و سنن عالم خلقت موافق است.

دوره آخر الزمان یعنی چه؟

به یقین هر آغازی را سرانجامی و هر شروعی را پایانی است جز ذات اقدس خدا که هم آغاز است و هم انجام، زمان نیز از جمله آفریده شده های خدای تواناست و از این قانون نیز خارج نمی باشد از این رو برگه های پایانی کتاب زندگی را در زمین آخرالزمان می گویند. قرآن کریم نیز در آیات متعددی به دوران آخرالزمان اشاره کرده است و در معارف ارزشمند اسلامی نیز بارها این واژه آخرالزمان در دو معنای کلی به کار رفته است:

 1)مدت زمانی که با ولادت پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ آغاز می شود و با شروع رستاخیز بزرگ پایان می یابد و از این رو آن پیامبر رحمت را، پیامبر آخرالزمان نیز نامیده اند.

2)مدت زمانی که با ولادت حضرت مهدی عج آغاز می شود و همه اتفاقات عصر غیبت و عصر ظهور را در دل خود دارد و سپس با شروع قیامت پایان پیدا می کند. و اینک نیز از واژه آخرالزمان همین معنا را اراده می کنند و در هین معنا به کار می رود و خود این قسم نیز دارای دو مرحله می باشد:

الف: دوران نخست که انسان به مراحل پایانی انحطاط اخلاقی رسیده، فساد اخلاقی و ستم همه جوامع بشری را فرا می گیرد و به تعبیر روایت جهان پر از ظلم و جور می شود.

ب: دوران دوم وعده الهی تحقق پیدا می کند و آن منجی اعظم ظهور می کند و حکومتی جهانی تشکیل می دهد و به کفر ستیزی و ظلم ستیزی می پردازد و هستی را از عدالت پر می کند.

امام رضا علیه السلام فرمودند: «خداوند زمین را به دست قائم عج از هر ستمی پاک گرداند و از هر ظلمی پاکیزه سازد و میزان عدل را در میان مردم نهد.»

این قطعه از زمان که آخر الزمان نام گرفته است دارای نشانه هایی است که به برخی از آنها اشاره می کنیم گفتنی است این خصایص به دوران نخست از عصر آخرالزمان مربوط می شود که انسان در آن عصر به مراحل پایانی انحطاط اخلاقی و ستم می رسد:

 1)روابط سود جویانه و استثماری:

انسان در ارتباط با انسان دیگر، به سود و سرمایه می اندیشد و با همین انگیزه به میدان پیوندهای اجتماعی گام می نهد.

پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمودند: «... در آخر الزمان اقوامی بر مسلمانان سیطره یابند که تا لب به سخن گشایند آنان را بکشند و اگر لب فرو بندند خون ایشان را مباح شمرند تا منابع درآمد آنان و اموالشان را ویژه ‌خود سازند»...امام علی ـ علیه‎ السلام ـ می فرمایند: «و آن زمانی است که از فتنه ها نجات نمی یابد مگر مۆمنانی که بی نام و نشانند. اگر در حضور باشند، شناخته نشوند، و اگر غایب گردند، کسی سراغ آن ها را نمی گیرد، آن ها برای سیر کنندگان در شب ظلمانی جامعه ها چراغ های هدایت و نشانه های روشنند، نه مفسده جو هستند و نه فتنه انگیز، نه در پی اشاعه فحشایند و نه مردمی سفیه و لغو گو! اینانند که خداوند درهای رحمتش را به سویشان باز می کند و سختی ها و مشکلاتی را از آن ها برطرف می سازد».

 2)گریز از دین:

پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ ویژگی های انسان های این دوران را چنین شمرده است: «زمانی بر مردم خواهد آمد که دینشان در همهایشان خواهد بود و همتشان شکمشان و قبله هاشان زنانشان، برای طلا و نقره رکوع و سجود به جای می آورند. آن ها همواره در حیرت و مستی خواهند بود؛ نه بر مذهب مسلمانی اند و نه بر مسلک نصرانی.» مستدرک الوسایل، ج11، ص 379

3)دنیا پرستی:

رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «زمانی بر امت من می آید که در آن زمان درون های مردم پلید می شود ولی ظاهرشان به طمع مال و دنیا آراسته می گردد؛ به آنچه در پیشگاه خداوند است دل نمی بندند، کارشان ریا و تظاهر است؛ خوف از خدا به دلشان راه نیاید و خداوند آن ها را به عذابی فراگیرد دچار سازد. آن ها چون غریق خداوند را می خوانند ولی خداوند دعایشان را مستجاب نمی کند.» کافی، ج8، ص 306

3) آزمایشهای بزرگ:

یکی دیگر از ویژگی های آخرالزمان امتحاناتی است که انسان ها در این دوران پشت سر می گذارند.

امام علی ـ علیه‎ السلام ـ می فرمایند: «و آن زمانی است که از فتنه ها نجات نمی یابد مگر مۆمنانی که بی نام و نشانند. اگر در حضور باشند، شناخته نشوند، و اگر غایب گردند، کسی سراغ آن ها را نمی گیرد، آن ها برای سیر کنندگان در شب ظلمانی جامعه ها چراغ های هدایت و نشانه های روشنند، نه مفسده جو هستند و نه فتنه انگیز، نه در پی اشاعه فحشایند و نه مردمی سفیه و لغو گو! اینانند که خداوند درهای رحمتش را به سویشان باز می کند و سختی ها و مشکلاتی را از آن ها برطرف می سازد.» نهج البلاغه، خطبه 103

آیا با گناه بیشتر، ظهور نزدیک تر می شود؟

در روایات ذکر شده است که هنگام ظهور امام زمان، ‌جنگ و خونریزی و فساد فراوان روی می‌دهد، و از طرفی گفته می‌شود که باید زمینه را با اعمال نیک، دعا و... برای ظهور ایشان فراهم کرد. انسان در این مواقع مضطر می شود که بالاخره با گناه بیشتر ظهور نزدیک میشود یا با اعمال نیک؟.... باید گفت: از جمله نشانه‌های غیر حتمی ظهور، گسترش فساد و تباهی است و نباید این فساد و تباهی‌ها را جزو زمینه‌ها و عوامل ظهور دانست. ما در مقابل این سۆال پاسخ‌هایی ارائه می‌دهیم و قضاوت را به عهده خود شما می‌گذاریم.

این تفکر ناشى از عدم شناخت مسئولیت انسانى و دینى و برداشت غلط از موضوع ظهور است؛ زیرا:

اولاً؛ هیچ یک از تکالیف شرعى مانند نماز، روزه، حج، امر به معروف، مبارزه با فساد و... مشروط به چنین شرطى نیست؛ یعنى، تکلیف نماز و یا نهى از منکر تکالیفى مطلق هستند و عمل به آنها الزامى است؛ چه موجب تسریع در ظهور شود یا تأخیر آن.

ثانیاً؛ آیا معقول است که ما در سراسر عمر خود که چه بسا به ظهور منجر نگردد، دست روى دست بگذاریم و همه آیات و روایات را به کنارى بگذاریم؛ به این بهانه که ما مى‏خواهیم در ظهور تعجیل گردد! آیا این عذرى خداپسندانه است؟!

ثالثاً؛ در احادیثى که وظایف منتظران مشخص شده، همه جا سخن از تقوا، ورع، عفاف، دورى از گناه و قرب به خداوند است. چنان که امام صادق علیه السلام مى‏فرمایند: «هر کس خشنود مى‏شود که از اصحاب قائم باشد، پس باید منتظر باشد و به ورع و اخلاق نیکو عمل کند، در حالى که منتظر است. اگر چنین شخصى، پیش از ظهور بمیرد، اجر او مانند کسى است که زمان ظهور را درک کرده است. پس در جهت نیکى‏ها بکوشید و منتظر باشد. این انتظار، گوارا باد بر شما اى گروه رحمت شده».علماى ما درباره وظایف و تکالیف منتظران در زمان غیبت، کتاب‏هاى مستقلى نوشته یا فصل‏هایى از کتاب خود را بدان اختصاص داده‏اند مانند نجم الثاقب، مکیال المکارم و..... در این کتاب‏ها و مشابه آنها که تنها براساس روایات معصومین علیهم السلام نوشته شده اند هیچ گاه پر کردن جهان از فساد و تباهى به عنوان وظیفه منتظران در زمان غیبت، یاد نشده است.ظهور مهدى موعود علیه السلام، تحقق بخش وعده‏اى است که خداوند متعال از قدیم‏ترین زمان‏ها در کتاب‏هاى آسمانى به صالحان و متقیان داده است که زمین از آن آنان است و پایان تنها به متقیان تعلق دارد .

از همه این ها گذشته، ما باید موضع و موقعیت خود را در زمینه قیام امام مهدى علیه السلام مشخص کنیم. بدیهى است اگر ما به گسترش فساد کمک کنیم، از کسانى خواهیم بود که انقلاب حضرت مهدى علیه السلام، براى در هم کوبیدن و حذف آنان صورت مى‏گیرد!! اگر در صدد اصلاح جامعه باشیم، از کسانى خواهیم بود که در زمره اصحاب فداکار عضویت خواهند داشت. بنابراین به فرض این که با ساکت بودن و به نظاره نشستن و یا کمک کردن به توسعه فساد، ظهور حضرت را پیش بیندازیم، وضع خود را به طور قطع به خطر انداخته‏ایم. مگر نه این است که حضرت بقیة اللَّه براى کوتاه کردن دست فاسدان و برچیدن بساط محرمات الهى و فسادگرى و اصلاح انسان‏ها و جوامع، قیام مى‏کند. پس چگونه مى‏توانیم از قیام آن بزرگوار بهره‏مند شویم. گفتنى است که بیان وضعیت فساد آلود و معصیت بار جهان در آخرالزمان، هم هشدار به جوامع انسانى است و هم علامتى خبر دهنده از نزدیکى قیام و ظهور امام زمان علیه السلام مى‏باشد. این هشدارها و پیش‏گویى‏ها وظیفه ما را سنگین مى‏کند و ما را نسبت به عواقب شوم فساد و تباهى آگاه مى‏سازد. محمد بن مسلم مى‏گوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم: اى فرزند رسول خدا! قائم شما چه وقت ظهور خواهد کرد؟ حضرت فرمودند: «هنگامى که مردان خود را شبیه زنان کنند و زنان، شبیه مردان شوند، آن گاه مردان به مردان اکتفا کنند و زنان به زنان!!». استاد شهید مطهرى رحمت الله علیه در این زمینه مى‏نویسد:

برداشت قشرى از مردم درباره مهدویت و قیام انقلاب مهدى موعود علیه السلام، این است که صرفاً ماهیت انفجارى دارد؛ فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلم‏ها، تبعیض‏ها، اختناق‏ها، حق کشى‏ها و تباهى ناشى مى‏شود؛ نوعى سامان یافتن است که معلول پریشانى‏ها است.

آن گاه که صلاح به نقطه صفر برسد، حق و حقیقت، هیچ طرفدارى نداشته باشد، باطل یکه تاز میدان گردد، جز نیروى باطل نیرویى حکومت نکند و فرد صالحى در جهان یافت نشود، این انفجار رخ مى‏دهد و دست غیب براى نجات حقیقت از آستین بیرون مى‏آید. از این رو هر اصلاحى محکوم است؛ زیرا هر اصلاح، یک نقطه روشن است و تا در صحنه اجتماع، نقطه روشنى است، دست غیب ظاهر نمى‏شود؛ به عکس؛ هر گناه، هر فساد، ظلم، تبعیض، حق کشى و هر پلیدى به حکم این که مقدمه اصلاح کلى است و انفجار را قریب‏الوقوع مى‏کند و رواست، و هدف‏ها، وسیله‏هاى نامشروع را مشروع مى‏کنند! پس بهترین کمک به تسریع در ظهور، ترویج و اشاعه فساد است! اینجاست که گناه، هم فال است و هم تماشا، هم لذت و کام جویى است و هم کمک به انقلاب مقدس نهایى. این گروه به طور طبیعى به مصلحان، مجاهدان، آمران به معروف و ناهیان از منکر، با نوعى بغض و عداوت مى‏نگرند، زیرا آنان را از تأخیراندازان ظهور و قیام مهدى موعود مى‏شمارند. در حالى که آیات قرآن کریم در جهت عکس برداشت بالا است؛ ظهور مهدى موعود، حلقه‏اى از حلقات مبارزه اهل حق و باطل است که به پیروزى نهایى اهل حق منتهى مى‏شود. سهیم بودن یک فرد در این سعادت، موقوف به این است که آن فرد اهل ایمان و عمل صالح باشد. در احادیثى که وظایف منتظران مشخص شده، همه جا سخن از تقوا، ورع، عفاف، دورى از گناه و قرب به خداوند است. چنان که امام صادق علیه السلام مى‏فرمایند: «هر کس خشنود مى‏شود که از اصحاب قائم باشد، پس باید منتظر باشد و به ورع و اخلاق نیکو عمل کند، در حالى که منتظر است. اگر چنین شخصى، پیش از ظهور بمیرد، اجر او مانند کسى است که زمان ظهور را درک کرده است. پس در جهت نیکى‏ها بکوشید و منتظر باشد. این انتظار، گوارا باد بر شما اى گروه رحمت شده» ظهور مهدى موعود علیه السلام، تحقق بخش وعده‏اى است که خداوند متعال از قدیم‏ترین زمان‏ها در کتاب‏هاى آسمانى به صالحان و متقیان داده است که زمین از آن آنان است و پایان تنها به متقیان تعلق دارد ایشان در فراز دیگرى مى‏نویسد: «حدیث معروف که مى‏فرماید: «یملاء اللَّه به الارض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جوراً»؛  نیز شاهد مدعاى ما است، نه بر مدعاى آن گروه. در این حدیث نیز تکیه روى ظلم شده است و سخن از گروه ظالم است که مستلزم وجود گروه مظلوم است و مى‏رساند که قیام امام مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف براى حمایت از مظلومانى است که استحقاق حمایت دارند... . شیخ صدوق روایتى از امام صادق علیه السلام نقل مى‏کند مبنى بر این که این امر تحقق نمى‏پذیرد مگر این که هر یک از شقىّ و سعید، به نهایت کار خود برسد. پس سخن در این است که گروه سعدا و گروه اشقیا، هر کدام به نهایت کار خود برسند. در روایات اسلامى، سخن از گروهى زبده است که به محض ظهور امام زمان علیه السلام به آن حضرت ملحق مى‏شوند. بدیهى است که این گروه ابتدا به ساکن خلق نمى‏شوند. معلوم مى‏شود در عین اشاعه و رواج ظلم و فساد زمینه‏هایى عالى وجود دارد که چنین گروه زبده‏اى را پرورش مى‏دهد. این خود مى‏رساند نه تنها حق و حقیقت به صفر نرسیده است؛ بلکه اگر به فرض اصل حق از نظر کمیت، قابل توجه نباشد، از نظر کیفیت، ارزنده‏ترینِ اهل ایمانند و در ردیف یاران سیدالشهداء علیه السلام».