اشکالی بر دعای ندبه!

طبق روایات امام حسین علیه السلام اولین کسی است که در حال حیات حضرت مهدی ـ علیه‌السلام ـ رجعت می‌کند و بعد از رحلت حضرت و با شهادت او، مراسم غسل و نماز بر بدن حضرت را بر عهده می‌گیرد. در مورد رحلت و یا شهادت حضرت، روایات مختلف است ولی در هر دو نوع روایات، موضوع بازگشت امام حسین ـ علیه‌السلام ـ و انجام مراسم غسل و کفن و نماز بر حضرت، ذکر شده است.

در این مقاله به دو بحث می پردازیم: 1 ـ اشکالی بر دعای ندبه 2ـ مدت زمان حکومت امام زمان و موضوع انجام غسل و نماز بر بدن مطهر امام زمان علیه السلام

آیا دعای ندبه انشای برخی از علمای شیعه است؟

ممکن است برخی اشکال کنند که این دعا انشای برخی از علمای شیعه بوده است. ولی این احتمال از جهاتی باطل است:

1)بزوفری در روایت خود، چنین آورده است: «و یستحبّ أن یدعی به فی الأعیاد الأربعة» ظاهر این کلمه می‌رساند که این دعا از جانب معصوم صادر شده است، زیرا محکوم کردن هریک از افعال و اذکار به هریک از احکام خمسه وجوب، حرمت، استحباب، کراهت و اباحه از امور توفیقی است که فقط باید از جانب اولیای معصوم خداوند صورت پذیرد.

 2)اینکه برای قرائت این دعا زمان خاص اعیاد اربعه ذکر شده خود دلیل بر آن است که از جانب معصوم صادر شده است؛ زیرا در غیر این صورت نمی‌تواند از چنین ویژگی خاصی برخوردار باشد.

3) علما هرگاه دعا یا زیارتی را خود انشا می‌کردند متذکر می‌شدند تا بر مردم مشتبه نگردد، از باب نمونه:

الف). شیخ صدوق در «من لا یحضر الفقیه» زیارتی را برای فاطمه زهرا سلام الله  علیها که از انشاهای خود اوست نقل کرده و میگوید: من آن‌را در سفر حج در مدینه در کنار قبر فاطمه زهرا سلام الله علیها قرائت کردم. ولی آن‌را به این‌صورت در اخبار نیافتم...» بحارالانوار، ج97، ص96، ح13

ب) سیدبن طاووس در «الاقبال» میگوید: «فصلی است درباره آنچه آن ‌را ذکر می‌کنیم از دعایی که آن‌ را انشا کردیم، آن ‌را هنگام تناول طعام ذکر می‌کنیم» اقبال الاعمال، ص115

ج)و نیز می‌فرماید: «و اما آنچه هنگام رۆیت هلال شوال گفته می‌شود ما آنرا در کتاب «عمل‌الشعر» در ضمن دعایی که انشا کردیم آوردیم، و این دعا صلاحیت برای تمام ماهها را دارد...» اقبال الاعمال، ص305

در خصوص انجام غسل و نماز بر بدن مطهر امام زمان ـ ارواحناه فداه ـ طبق روایات، امام حسین ـ علیه‌السلام ـ اولین کسی است که در حال حیات حضرت مهدی ـ علیه‌السلام ـ رجعت می‌کند و بعد از رحلت حضرت و با شهادت او، مراسم غسل و نماز بر بدن حضرت را بر عهده می‌گیرد. در مورد رحلت و یا شهادت حضرت، روایات مختلف است ولی در هر دو نوع روایات، موضوع بازگشت امام حسین ـ علیه‌السلام ـ و انجام مراسم غسل و کفن و نماز بر حضرت، ذکر شده است .و در موارد دیگر نیز درمورد ادعیه‌ای که خود انشا کرده چنین تعبیراتی آورده است. امان‌الأخطار، ص17

4)ابن مشهدی در «المزار» می‌گوید: «من در این کتاب خود از فنون زیارات، اخباری را جمع کردم که به‌واسطه راویان ثقه و مورد اعتماد به سادات متصل شده‌اند» المراد، ص16

5) درصورتی که جمله «انّه الدعا لصاحب الامر» را به معنای انشا از امام زمان علیه السلام بدانیم می‌توانیم آن را از توقیعات حضرت مهدی علیه السلام به بزوفری بدانیم.

 مدت زمان حکومت امام زمان و موضوع انجام غسل و نماز بر بدن مطهر امام زمان

مدت زمان حکومت امام زمان ـ علیه‌السلام ـ دقیقاً مشخص نمی‌باشد. روایات مربوط به این موضوع، زمان‌های متفاوتی برای حکومت حضرت ذکر نموده‌اند. 7،8، 9، 10، 19،20،40 و 309سال مقدار توقف اصحاب کهف در غار ذکر شده است.

عدد7 سال هم در منابع روائی اهل سنت بیشتر ذکر شده است و هم در منابع شیعی بیشترین روایات را دارد. منتهی در اکثر موارد هر سال آن را مساوی با 10 سال ذکر نموده است که می‌شود هفتاد سال 7=70. برای توجیه و جمع میان این اختلاف اعداد، نظرات مختلفی ارائه شده است: صاحب کتاب «الشیعة و الرجعه» روایات هفت سال مساوی با 70 سال را بخاطر کثرت روایات آن ترجیح داده است.و بعضی مثل سیدصدرالدین صدر زمان حکومت حضرت را در هفت سال منحصر نموده است و این را از ویژگی‌های حکومتی حضرت دانسته که در مدت اندک جهان را پر از عدل و داد می‌کند که از کس دیگری ساخته نمی‌باشد.مرحوم علامه مجلسی، این روایات را برخی ناظر به آغاز شکل‌گیری قیام، برخی را مربوط به پیاده شدن اوائل حکومت حضرت دانسته است و برخی از روایات مثل 309 سال را مربوط به دوران نهائی حاکمیت و استقرار نظام حضرت حمل نموده است.  از جمله کسانی که این توجه و محمل را پذیرفته‌اند آیة‌الله مکارم شیرازی دام ظله در کتاب «مهدی انقلابی بزرگ» است.به نظر می‌رسد؛ توجیه دوم که ما روایات را ناظر به مراحل آغاز و استقرار و ثبات نظام حکومتی حضرت بدانیم. نسبت به توجیه اول که مدت حکومت حضرت را حصر در 7 سال می‌کند و آن را به عنوان ویژگی حضرت می‌شمارد، ترجیح دارد زیرا سنت الهی بر این است که حتی‌الامکان جریان کار از راه‌های عادی به پیش رود نه از راه اعمال قدرت اعجاز و روایات مربوط به انقلاب عدل‌گستر حضرت نیز بیانگر این واقعیت است که پیروزی حضرت بر دشمنان و فتح جهان، با زحمات و دشواری‌های سختی همراه است و نیاز به افراد جان برکف دارد و خون‌های فراوانی در راه حضرت ریخته می‌شود.

بنابراین، طبیعت کار حضرت بقیة‌الله عجل الله تعالی فرجه الشریف در پروژه‌ی استقرار عدالت جهانی به جای نظام‌های ظالمانه، اقتضا می‌کند که حضرت به عنوان مجری این طرح عظیم و بی‌همانند، مدت طولانی حضور داشته باشد تا بتواند، با روند طبیعی مگر در موارد خاص تحول همه جانبه و فراگیر را در جهان پر از ظلم، پدید آورد. براساس تصریح قرآن، مأموریت و رسالت حضرت مهدیعجل الله تعالی فرجه الشریف تحقق ارزش‌های الهی و قرآنی و تأسیس جامعه‌ی توحیدی به معنای کامل آن است بگونه‎ای که هیچگونه اثری از شرک در آن دوره مشاهده نشود «یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً»آنچه مسلم است؛ این است که تأسیس چنین بنای عظیم، آن هم با آن عمق و گستردگی غیر قابل توصیف کاری است کارستان و حیرت‌آور که می‌باید آن ذخیرة الهی، این کار بزرگ و بی‌سابقه را به اجرا در آورد.طبیعت کار حضرت بقیة‌الله عجل الله تعالی فرجه الشریف در پروژه‌ی استقرار عدالت جهانی به جای نظام‌های ظالمانه، اقتضا می‌کند که حضرت به عنوان مجری این طرح عظیم و بی‌همانند، مدت طولانی حضور داشته باشد تا بتواند، با روند طبیعی مگر در موارد خاص تحول همه جانبه و فراگیر را در جهان پر از ظلم، پدید آورد .بدیهی است که اجرای این برنامه‌ی عظیم ـ با توجه به روند طبیعی امور و عدم استفاده از قدرت اعجاز ـ مگر در موارد ضرورت نیاز به گذشت زمان دارد. بنابراین، گرچه رشد افکار عمومی و فرهنگ‌ها در عصر انقلاب جهانی حضرت، تا حد زیادی زمینه را برای پذیرش، برنامه‌های حضرت، مساعد خواهد نمود، ولی با همه‌ی این احوال به‌لحاظ اینکه نظام‌های سلطه، نوعاً‌نظام ظالمانه می‌باشد، اجرای احکام الهی و تحقق عینی معارف قرآنی و ارزش‌های اسلامی، در چنین فرایندی، نیاز به زمان طولانی دارد و حضور امام را در مدت لازم می‌طلبد، اما اینکه دقیقاً چه مقدار حضرت حکومت می‌کند؟ مشخص نمی‌باشد که اینکه روایات این موضوع را دقیقاً معین ننموده است شاید بخاطر بعضی از حکمت‌ها و اسراری است که در این مسأله وجود دارد و فقط بعد از ظهور مشخص می‌شود.

  اما بحث دوم:

یکی از اعتقادات شیعه این است که امام معصوم ـ علیه‌السلام ـ را جز امام معصوم دیگر غسل و نماز، نمی‌دهد و در روایات خاصه به این موضوع تصریح شده است. امام ـ علیه‌السلام ـ می‌فرماید: «ان الامام لا یغسله الا للامام»

در خصوص انجام غسل و نماز بر بدن مطهر امام زمان ـ ارواحناه فداه ـ طبق روایات، امام حسین ـ علیه‌السلام ـ اولین کسی است که در حال حیات حضرت مهدی ـ علیه‌السلام ـ رجعت می‌کند و بعد از رحلت حضرت و با شهادت او، مراسم غسل و نماز بر بدن حضرت را بر عهده می‌گیرد.[14] در مورد رحلت و یا شهادت حضرت، روایات مختلف است ولی در هر دو نوع روایات، موضوع بازگشت امام حسین ـ علیه‌السلام ـ و انجام مراسم غسل و کفن و نماز بر حضرت، ذکر شده است.

امام غائب چگونه جامعه را سرپرستى کند؟!

انسان برای داشتن زندگی بهتر و ایده آل، نیازمند الگویی کامل و جامع است که از هر نقص و عیبی به دور بوده و بتواند راهنمای خوبی برای او در همه زمینه ها باشد. در زندگی اجتماعی نیز انسان به رهبری محتاج است که او را به سوی خوبی ها و کمال هدایت کند.

چه نیکوست اگر رهبر جامعه و امام مردم، معصوم و عاری از گناه و هر گونه لغزش و خطا باشد تا با فکری عمیق و پهناور و سینه ای گشاده به نور الاهی، حق هر کسی را به او برساند و جلوی تجاوز کاری های همگان را بگیرد.

پیشوایان معصوم علیهم السلام ، بهترین الگو برای رسیدن بشر به سعادت و کمال هستند. در دست داشتن چنین معیار و الگویی، بزرگ ترین لطف و مرحمت الهی برای جامعه انسانی است؛ چرا که بشر نمی تواند قوانین و برنامه های مناسب وضع کند، ولی پروردگار با وجود امام و پیشوایان معصوم، جامعه انسانی را از گرفتاری و تباهی ها نجات داده است. اما ممکن است  این پرسش برای هر کسی پیش بیاید که امام غائب چگونه می تواند جامعه را سرپرستی کند. که در این مجال برآنیم این مسئله را بررسی کنیم.جامعه نیاز به امامى دارد که سرپرست جامعه باشد، و طبق روایتى که اهل سنت نقل کرده اند، هر کس بیعت امامى را بر گردن نداشته باشد و بمیرد، مرگ او مرگ جاهلیت است. مى گویند: پیامبر فرمود: «من مات ولم یکن فى عنقه بیعة امام مات میتة جاهلیة» مسلماً این امام باید امامى عادل و پاکدامن معصوم از گناه باشد که جهانیان را از لغزش و جهالت حفظ کند.حاکمان فعلى کشورهاى عربى، واجد چنین شرایطى نیستند، چگونه مى توان گفت اگر کسى بیعت «مبارک»ها و «قذافى»ها را به گردن نداشته باشد، مرگ او مرگ جاهلیت باشد.اکنون باید رفت و این امام والامقام را پیدا کرد تا مرگ انسان ها، مرگ جاهلیت نباشد. آن امام معصوم در لسان پیامبر، همان حضرت مهدى است که خداوند منّان او را براى دادگسترى در جهان، حفظ کرده است. حال اگر شرایط براى زمامدارى این امام غایب، آماده باشد، مسلّماً سرپرستى ظاهرى را برعهده خواهد گرفت و امّا اگر بشر خیره سر، مانع از چنین برکت الهى باشد، او به عنوان امام غائب، تصرفاتى در جامعه اسلامى خواهد داشت که در گذشته به آن اشاره کردیم، بسان تصرفات مصاحب موسى خضر در سه مورد. جامعه نیاز به امامى دارد که سرپرست جامعه باشد، و طبق روایتى که اهل سنت نقل کرده اند، هر کس بیعت امامى را بر گردن نداشته باشد و بمیرد، مرگ او مرگ جاهلیت است. مى گویند: پیامبر فرمود: «من مات ولم یکن فى عنقه بیعة امام مات میتة جاهلیة» مسلماً این امام باید امامى عادل و پاکدامن معصوم از گناه باشد که جهانیان را از لغزش و جهالت حفظ کند .ولى سرپرستى جامعه به مجتهد جامع الشرایط، عادل و آگاه، فقیه، وارسته که تالى تلو معصوم است، سپرده مى شود و در طول این مدّت که امام، از دیدگان ما غایب است، هر چند در خود جامعه زندگى مى کند، مجتهدان عالى مقام، سرپرستى جامعه را به عهده گرفته اند. البته این بدان معنا نیست که مجتهد بدون کمک گرفتن از متخصصان امور اجتماعى، حکومت مى کند. مشروح این قسمت را در کتاب «حکومت اسلامى در چشم انداز ما» مطالعه کنید.از این گذشته، در زمان غیبت امام، جانشینان او، امور جامعه را اداره مى کنند، این جانشینان، فقیهان با ورع و پرهیزکار هستند.حضرت موسى چهل روز براى اخذ تورات به میقات رفت و سرپرستى جامعه بنى اسرائیل را برعهده برادرش هارون نهاد و به او چنین گفت:اخلفنى فى قومى وأصلح ولا تتّبع سبیل المفسدین. اعراف/ 142."جانشین من در میان ملتم باش و به اصلاح کارها بپرداز و از مفسدان پیروى مکن".چه مانعى دارد که امام معصوم نیز در حالت غیبت، اداره امور را به دیگران واگذار کند و این کوچکترین منافاتى با امامت وى ندارد. اتفاقاً در زمان غیبت، فقیهان آگاه به نمایندگى از آن حضرت به تشکیل حکومت مى پردازند و خود، در رأس حکومت قرار مى گیرند، زیرا امام، آنان را بر این مقام، نصب کرده است و در مقبوله عمر بن حنظله آمده است: «فانّى قد جعلته علیکم حاکماً، وسائل الشیعه، ج18، باب 1 از ابواب صفات قاضى، حدیث 1.و در حدیث ابى خدیجه آمده است: «فإنّى قد جعلته علیکم قاضیاً». وسائل الشیعه، ج18، باب11 از ابواب صفات قاضى، حدیث 8. بنابراین، آنان حاکمان امّت و قاضیان ملت هستند، البته نه به تنهایى بلکه با به کارگیرى متخصصان و تقسیم کار میان آنان. البته آن چه گفتیم به این معنى نیست که خود امام در زمان غیبت هیچ اثرى ندارد، بلکه در حال غیبت، کارهاى لازمى را پنهان از چشم مردم انجام مى دهد.

/ 0 نظر / 31 بازدید